ميني ماه
در خاطر شبهاي تو، هرشب رو به زوال تر.
رونوشت به مخاطب خاص
جغرافياي كوچكِ
من
بازوان توست
اي كاش تنگ تر شود
اين سرزمين من.
شاعر: عليرضا بديع
#5 تلخ نوشت
اينگونه كه پيش مي رود.
فردا كه كودكانمان مي پرسند: آ.ز.ا.د.ي چيست؟
هيچ پاسخ ملموسي برايشان نخواهيم داشت.
عشقم طنز نبود.
تو
شوخي شوخي رفتي
من
جدي جدي مُردم.
قديما اوضاع بهتر بود
صداي تپشهاي قلبت رو مي شمردم
تا خوابم مي برد
حالا هر چي گوسفند مي شمرم
به خوابم نمياي حتي.
دلخوشي هاي فصلي
زمستان بهانه است
من به اميد گرماي دست تو
قنديل مي بندم.
آيا مشترك
فيد پدرام
شده ايد؟
يا مشكل از گليمه يا از پاي من
امسال هم تو رو نخواستم از بابا نوئل
آخه جورابم هنوز اونقدرا بزرگ نيست.
گودري ها
فيد داداشم پدرام
رو از دست نديد!
ترديد
پيش تو
قبله ام دوتاست
بگو
به خدايِ كدام چشمت سجده كنم؟
با هواي تن تو
بغلم كن
يادم بره زمستونه
4# تلخ نوشت
خدايا
خط و نشان دوزخت را برايم نكش
جهنم تر از نبودنش
جايي را سراغ ندارم.
دردم از يارست و درمان نيز هم
خماري چشمم را
مُخدري از
لبهايت
بنوشان.
نگو شباهتي نيست بين ما
بختم
شبيه چشمهاي توست
سياه.
نرو
ركوردِ بودنِ من
بعد از تو
به ثانيه هم نمي رسد
نرو.
حواي من هوس عدم دارد
چرا نمي گويي
كدام ميوهي ممنوعه كافيست
براي اخراج شدن از زمين؟
تلخ نوشت #3
ابعاد دونفرهي اين تختخواب هم
حجمي از تنهايي ام نكاست.
محالهاي من
پاي خورشيد نگاه تو
علف هرزه ام
بي تاب براي آفتابگردان شدن.
حتي به ياد نمي آوري
شبيه عادتي ساده
فردا
حتي به ياد نمي آوري
كه چه وقت تركم كرده اي.
بيراهه
بيراهه مي روم
اين حقيقت را
كه هيچ جاده اي به آغوش تو ختم نمي شود.
مهره سوخته
ماتِ چشمهاي تو بودم
كه زندگي كيشم كرد.
#2 تلخ نوشت
يا من زيادي تنهام
يا سر تو زيادي شلوغه.
هلو كه نيستي
شبيه ليموشيرين
شيرينيات بي دوام
و تلخيات مدوام است.
زندگي عاريه
كاش نگاهت را
به زندگي ام قرض نداده بودي
من از اين بدهكار تپيدن بيزارم.
سهم ما
ما غصه هايمان را شمرديم
و به خواب رفتيم
بايد هم كابوس ميديدم.
رسول يونان
برو
زيادي بزرگت كردم براي خودم
اونقدر برزگ، كه ديگه
تو دلم جا نميشي.
تلخ نوشت
طفلي عروسك
دلش مي خواست زار زار بگريد
اما لبخند را به لبانش دوخته بودند.
نويسنده: ناشناس
بالهايم دست توست
دستم را
كه مي گيري
پر مي گيرم.
به كوري چشم تنهايي
با انگشتهاي خيالم
هرشب خطوط بريل تنت را
مرور مي كنم.
سردمه
سردمه
مث دختر كبريت فروشي كه
خيال بودن تو،
تو هيچ كدوم از كبريتاش نيست.
#9 به همين سادگي
نه آه
نه سيگار
نه خميازه
فقط كشيدن درد نبودنت
براي نقاش شدن كافيست.
دلتنگي ام را به تو مديونم
اگر نرفته بودي
هيچ گاه نمي دانستم
"دلتنگي"
يعني چه؟
عبور
صداي گامهاي تو
با تپشهاي قلب من چه تفاهمي دارند
انتهاي عبورت كه ميرسد هر دو كمرنگ مي شوند.
تفاهم
ببخش
هر قدر هم روحم را سوهان كشيدم
شبيه آنچه تو مي خواستي نشد .
خوشا به حال معدنچيان شيلي
عمق چشمهاي تو را
راهي به رهايي نيست
اينجا
مرگ من حتميست.
هشدار! به مخاطب خاص
مراقب سبزيه چشمات باش
دنيا بدجور پاييزه.
اگر...
پروانه مي شوم
اگر
پيله ام شوي.
#8 به همين سادگي
وقت گفتن از تو
الفبا هم
لكنت مي گيرد.
چوبهي دار
نگاه كه مي كني
معلق مي شوم ميان ماندن و رفتن
و پاي دلم نمي رسد به هيچ كدامشان.
ديوارها
ديوارها
هرقدر بي شباهت به شانه ات
وقت گريستن
جا خاليت را
سبز مي كنند.
پاييز
در کسالت تمام نشدنی پاییز
غروب را دود می کنم
و پای دردها را می کشم
تا لاشه ی ته سیگارهای عصرانه ام.
به بهانهي انگشتهاي تو
به بهانهي انگشتهاي تو
تمام جمعه
پشت تنهاييام مي خاريد.
تمام بودنم درد مي كند
افتاده ام
نه از اورست
از چشمهايش
مرثيهاي براي گريستن
بغض من
به نام تو
كليد خورده است.
كيسه را با خليفه ببخشيد وخلاص
مجلس:
" پاچهي افغانستان
لاي دندان دولت نهم چه غلطي مي كند؟"
عاشقانه به ثبت محضري
سند تمام دردهايت
به نام من.
شايد برگشتي
گفتي: شايد برگشتم.
هنوز زنده ام
به اميد همان
"شايد"
ما دهه شصتي ها
اين روزها ديگر
نمي دانيم
تا صبح
چند شب فاصله هست.
#7 به همين سادگي
اگه اين "تاي تانيث" نبود
به جاي يك مطلقة
يك مطلق بودي.
دل خوشي هاي كوچك من
زنگ ميزنم
بازم
ريجكت مي كني
خدا رو شكر،
حداقل مي دونم كه انگشت شستت سالمه.
فيلترش كنيد، ايمانم را به باد داد
با استناد به هر قانوني
كاش دسترسۍ به خيالت برايم امكان پذير نبود.
خيانتهاي خيالي من
اگر "بي كسي"
دستم را نمي گرفت
هميشه به "تنهايي"
وفادار مي ماندم.
پيش تو روحم عريان بود
از سرزمين چشمهاي تو
جادهاي مي رفت به ناكجاآباد روح من.
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)